پرندهای تنها؛
روزگاری قهرمان سرما و یخبندان
.پرستوها نغمهخوان کوچ کردند
کلاغها غارغار کنان
کجایند گنجشکها؟
حتی گربههای همیشه در کمین همسایه
.
من ماندهام
با چند پر ریخته
یک کاسه آب شکسته
چند دانه ارزن
پرندهها رفتند
.
.
پر پرواز
دانه و آب
ارزونیتون
عمرمو دادم بهتون
4 comments:
عمرم باید بره.مثل همینها که رفتن.یعنی باید بره تا بتونیم براش افسوس بخوریم...قربون یو
:)
البته کلاغها قار قار میکنند نه غار غار!
چقدر نوشته هام شبیه نوشته های شما شد. البته نوشته های من که نه نوشته های پرویز شاپور
Post a Comment